خرید بک لینک

روزانه های یک نیمه انسان

حالم خیلی بهتره

بازم تونستم افسردگیم رو شکست بدم​​​​​​

آمارگیر وبلاگ

برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:40

همه چیز از یه بی حوصلگی شروع شد... بی حوصلگی از تنها موندن توی خونه، من رو به اینجا رسونده به سه سال بعد، به سال چهارصد و سه، به یه افسردگی شدید و درنهایت اینکه هرکاری میکنم دیگه شادی رو پیدانمیکنم بعضی وقتا با خودم فکر میکنم اگه اون شب اونجا نبودم بازک این حس و حال رو داشتم یا همه چیز جور دیگه ای پیش میرفت شاید همه اتفاقات از خیلی قبل ترش شروع شد، شاید از سال نود و نه شاید هم قبل تر سال نود و شش نمیدونم همه چیز به طرز عجیبی مبهمن برام سرنوشت همینه پیچیده

برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:40

هر روز و هر روز احساس میکنم بیشتر و بیشتر توی افسردگی غرق شدم وقتی میام خونه پیش مامانم اینا بدتر هم میشم انگار وقتی به یه نقطه امن میرسم بیشتر و بیشتر توی افسردگی فرو میرم توی خونه خودم وقتی مجبورم پاشم و کارای روزمره ام رو انجام بدم حتی اگه نه کاملا ولی انگار از افسردگی یکم فاصله میگیرم البته اگه برم سرکار اگه نرم سرکار که همه چیز به همون شکل میشه با تفاوت اینکه دیگه غذا هم نمیخورم و همش دراز کشیدم دارم فیلم میبینم امروز میخوام برگردم خونه ام، نمیدونم

برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:40

داشتم شایدی که نوشته بودم رو میخوندم... دی پارسال نوشته بودمش، الان آبان 1404ئه... از خونه خوندم اومدم پیش مامانمینا و چندماهیه ازش دور شدن، از افسردگی راستش انگار شرطی شده بودم از دبیرستان و خونه برام مصادف بود با افسردگی، هر وقت اومده بودم خونه کز میکردم توی تخت و بیرون نمیرفتم دبیرستانی که بودم مامانم نمیذاشت برم بیرون ولی الان خودم خودم رو محدود کرده بودم و نمیذاشتم برم بیرون ولی الان این مدت که اومدم خونه طلسمش رو شکوندم :) ذره ذره کوچولو کوچولو

برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:40

صفحه بندی